تبليغاتX
آمو دریا
آمو دریا

www.voiceofariana.com
ویدئوی گزیده
آمو دریا
پنجره زیباست اگر بگذارند

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

من از اظهار نظرهای خودم فهمیدم

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند



jshuala@gmail.com ایمیل

آرشيف
هفته سوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اسفند 1386
نشد که نشد ( اشعار )
دل من مبتلا نشد که نشد

ناله از غم جدا نشد که نشد

شاه از اقتدار و قدرت خویش

چشم بینا نشد که نشد

مجری کاروان حیله گری

مرد والای ما نشد که نشد

پیر دریوزه با هزار امید

صاحب نیم نان نشد که نشد

روی این نیم کاغذ بی خط

رسم انسان نشان نشد که نشد


+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/21ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط جمشید |
نرو به شهر ( اشعار )
نرو به شهر، دلت میگیرد

نرو به شهر

صدای ناله

در گوش تنت میپیچد

نرو به شهر

دلش تنگ و بی نقاب شده

نرو که

دغدغه های دلش به خواب شده

نرو که راه نجاتی نمانده از توفان

نرو که شعر و صدای نمانده از باران

نرو به شهر

صدایش نمیشود بشنید

حدیث مهر و وفایش نمیشود بشنید

نرو به شهر

بیا راهی دیاران شو

بیا به قله ی سبز و به یاد باران شو

بیا که

خسته تنت ناله را وداع گوید

به کنج صومعه بنشسته اقتدا گوید

نرو بیا که دل از زندگی ببندیم و

بسوی رحمت یکتا کمر بر بندیم 

نرو به شهر

بیا انتظار باران باش

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/29ساعت 2:53 بعد از ظهر توسط جمشید |
مادر ( اشعار )

 

سلام گرامی ترینانم!

مدتی بود در پیوند شعر با شما نبودم امید دارم مرا میبخشید.    

مادر!بیا سکوت مرا گیر و آب کن

در پیش من نشین و مرا عشق ناب کن

مادر!دلم ز تک شدنم میتپد هنوز

از سردی و ز بی رمقی میزند هنوز

دستم بگیر و گرمی احساس را بده

حال و هوای باغ و گل یاس را بده

مادر! مسیر آمدنت را نشسته ام

انگار دل به ثانیه ها لانه بسته ام

هر لحظه چشم میشوم و راه را براه

هر لحظه عشق میشوم و شعر را و آه

مادر!زمین این شب یلدا که گرم نیست

این آسمان مغرب،آهنگ و چنگ نیست

مادر!   مرا ببر به کهن روزگار من

مادر! بیا سپیده دمی کن خمار من

مادر ! بیا و سفره ی امید پهن کن

مادر بیا و قلب مرا گیر و نرم کن

 


+ نوشته شده در دوشنبه 1388/07/13ساعت 7:8 بعد از ظهر توسط جمشید |
دست تقدیر ( اشعار )

 

 

دست تقدیر را بگو که چی کرد

عالم پیر را بگو که چی کرد

راز را در دل من فاش نمود

خنجر تیز را بگو که چی کرد

مرغ دل را هوس پرواز است

قفل و زنجیر را بگو که چی کرد

وقتی آمد سراغ دل بگرفت

خم ابروش را بگو که چی کرد

گاه با یار گفتگو میکرد

گاه با دیگری بگو میکرد

ای خدا این دل نمک نشناس

تو بگو دل بگو! بگو که چی کرد

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/05ساعت 10:26 قبل از ظهر توسط جمشید |
گریه نمیکنم ( اشعار )

 

 

گریه نمی کنم گریه تمام شد

آرزو با زندگی ام دو تا شد

آرزو از عشق جوان خبر داد

عشق جوان دچار درد جان شد

گریه نمی کنم تمام غمها

فرار زندگی شدند و تنها

فرار آرزو دگر تمام شد

راحت و زندگی نصیب مان شد

آنکه ز دست زندگی فراریست

ناله و دردش به دلش نهانیست

رنج نبر غصه نخور تمام شد

راه دراز خستگی فنا شد


+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/14ساعت 8:46 بعد از ظهر توسط جمشید |
مطالب پيشين
نشد که نشد
نرو به شهر
مادر
دست تقدیر
گریه نمیکنم
لالایی
غم را ز دستت میربایم
درد بی دردی
نوشته به قلم استاد پرتو نادری
چیزی به نام شعر

موضوع ها
داستان ها
مبانی ادبی و شعر شناسی
طرح ها
مقاله ها
معرفی کتاب
کتابخانه
اشعار
تاریخ
تصاویر
ویدیو ها
پيوندها
قالب وبلاگ
سيستم مديريت لينك باكس
توشهء آخرت
دهکده مهتابی
خدا درخت را آفرید
من به اضافه خودم
حاشیه دو نفری
هارون راعون
جمقباد شعله
خراسان زمین
تاجیک میدیا
کاظم کاظمی
الفت ملزم
حدیث عشق
سلیمان دیدار شفیعی
پاییز اشراق
شریفی
فرهنگ دهخدا
ساغر مژگان شفا
زیوری ویژه
علی شاه احمدی عباب
ما سرزمین های دوری هستیم ...
شهرنوش &منیژه باختری
لطیف کریمی استالفی
گل سرخ
خالد نویسا
شنا در آبی
طراح قالب
طراح : مهرداد شكري نسب
Pars Template
Template By : www.ParsTemplate.Blogfa.com